خرید بک لینک

الان ی جمعی هستم دارم فقط به این گوش میدم که دارن بحث های اقتصادی و مملکتی میکنن ... فقط بحث های بیخودی و الکی ... خب دیگه مملکت بلایی سر این مردم اورده که فقط حرف از گرونی و بدبختی رو میتونن بزنن چه زندگی الکی ... خدایا سپاس بابت تمام روزهایی که هر لحظه کنارم هستی و زبان من قاصر است از تمام این همه خوبیها

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 7:50

خداروشکر بعد از مدت هاا دوباره وقت کردم بیام بنویسم ... یادمه اون روزی که وبلاگ رو ساختم با خودم قرار گذاشتم روزانه مطلب بزارم ... ولی انگار همه چی برعکس شد و من فقط چندباری وقت کردم البته وقت رو داشتم تنبلی خودم بوده ... به هرحال همیشه دوست دارم بنویسم گاهی اینجا گاهی هم خط خطی های رو دفترم ... الان هم ی مدتی هست که دوباره رفتم یزد برای کار ... امیدوارم خوشی های زندگی به روی ما هم لبخند بزنه ...

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 7:50

دلنوشته گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «دلنوشته». متاسفانه زیاد وقت نمیکنم بیام اینجا بنویسم و بخوانم ...این روزا دلم ی مسافرت دنج میخواد تنهای تنها یک جای سر سبز که برم با خودم خلوت کنم امروز هم رفتیم با دوستم دانیال برای مغازه از فروشگاه پالادیوم جنس سفارش دادیم ...خب باید یه وقت بگذارم تا حرف های که برای نوشتن دارم به طور مفصل یکجا بنویسم الان هم به لطف رفیقمون که با بازی پلی استیشن خواب رو از ما گرفته‍ دارم مینویسمفعلا که خواب از سرمان پریده  و  از حالت خواب آلودگی دراومدم ...باشد که رستگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 6:35

خداروشکر بعد از مدت هاا دوباره وقت کردم بیام بنویسم ...

یادمه اون روزی که وبلاگ رو ساختم با خودم قرار گذاشتم روزانه مطلب بزارم ...

ولی انگار همه چی برعکس شد و من فقط چندباری وقت کردم البته وقت رو داشتم تنبلی خودم بوده ...

به هرحال همیشه دوست دارم بنویسم گاهی اینجا گاهی هم خط خطی های رو دفترم ...

الان هم ی مدتی هست که دوباره رفتم یزد برای کار ...

امیدوارم خوشی های زندگی به روی ما هم لبخند بزنه ...

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:55

یادداشتي برای خودم...

میخوام خوشبختت کنم! اما نه مثل قبل باشتاب و بی لذت!

میخوام خوشبختت کنم! درکمال آرامش و ٱمید به زندگي

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 15:02

بعد از مدت گفتم به وبم سر بزنم ببینم خبری نیست ...

و دیدم نه خبری نه پیغامی و نه دوستی ...

یعنی کلا سکووووت مطلق بوده وبلاگم ...

الانم چند روز هست که سرماخوردم ...یعنی واقعا سرماخوردگی خر است

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 10:52

یعنی امروز هرچی توی اینستاگرام گشت میزدم بیشتر استوری و پست ها مرتبط با ولنتاین بود

والا من که چیزی در مورد ولنتاین نمیدانم ...

واقعا بعضیا چه دغدغه های شیرینی دارن ...

هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنندچهرهی امروز در آیینهی فردا خوش است

برق را در خرمن مردم تماشا کرده است آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:24

خیلی به گل وگلدون علاقع دارم و کلا اطلاعاتی از گل وگیاه ندارم ...خب دیگه ادم توی شهر غریب باشه باید ی دلخوشی و سرگرمی داشته باشته یکی از این سرگرمی ها داشتن گل وگیاهه که من عاشقشونم و باید در اولین فرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:24

گاهی دل آدم چقدر تنگ میشودچقدر بیهوده میگیردچقدر از انسان بودن خودمان دلگیر میشویمآدمهایی را در خیابان می بینیم که مرگ برایشان لذت بخش استآدمهایی که فقط این زندگی یا این زنده بودن را تحمل می کنندخودشاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:24

سالها گذشت و هنوز کسی به عرصه ی انسانیت و مردانگی پا نگذاشته

چقدر این روزها جای تختی های زمان خالییست ...

ونمیدانیم چقدر ادمهای گمنامی وجود دارند که انسانیت رو معنا میکنند....

جان مولا هر چه هستی مرد باش
گــر قلندر نیستــی شبگرد باش
در جـهان هـمـراز اهـل درد بـاش
یا مبر نامی ز مردی ، یا حقیقت مرد باش

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:24

چند روزی میشهu200d که اومدم یزد دوباره سرکار ...متاسفانه زیاد وقت نمیکنم بیام اینجا بنویسم و بخوانم ...این روزا دلم ی مسافرت دنج میخواد تنهای تنها یک جای سر سبز که برم با خودم خلوت کنم امروز هم رفتیم با دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:24

چه شبی بودم خیلی خوش گذشت با دوستام پسرخاله (ابوالفضل)و رفیقام دانیال ،محمد ٬فرهاد ٬ابوالفضل ...

یعنی من عاشق ابوالفضل و فرهاد یه شیرازی باحال که هرچی ازش بگم کم گفتم و با جوکهایی که تعریف میکنه از خنده غش میکنی ...

بازی هفت خبیث انجام دادیم و با این حال که بار اولمون بود خیلی بازی خوبی بود ....

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:24

وقتى همه دنيا ميگه بيخيال شو، اميد در گوش آدم زمزمه ميكنه که يه بار ديگه تلاش كن.

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 20:41

حالم را خوب میکنند کارمندانی که حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت هم بلغور نمیکنند،صاف و پوست کنده حالیت میکنند باید چکار کنی... خوشم می آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 20:41

خدای مهربان کسی است که نه در هفت طبقه آسمان می گنجد و نه در هفت طبقه زمین، ولی در دل آدمیزاد می گنجد.
پس زنهار که هیچ وقت دل کسی را نشکنی!"

برچسب: نویسنده: نیکا مهدوی تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 20:41

صفحه بندی